زين العابدين شيروانى

مقدمه و پيشگفتار 33

رياض السياحة ( فارسى )

ام المؤمنين عايشه با كفر برابر است و راه خود را بسوى لشگرگاه بصره پيش گرفتم و چون به نزديكى خريبه رسيدم آوازى شنيدم كه اى حسن مراجعت كن قاتل و مقتول هر دو در آتش جهنم خواهند بود و من با حال وحشت و اضطراب به منزل خود برگشتم و چون روز دوم شد باز همان عقيده مرا از جاى خود حركت داده و از منزل خود به نيت قتال و محاربه بيرون آمدم و براى مهيا شدن شهادت غسل كردم و حنوط به بدنم ماليدم و اسلحهء خود را برداشته و به راه افتادم باز چون به محل خريبه رسيدم همان آواز را شنيدم كه برگرد به منزل خود كه قاتل و مقتول هر دو در آتشند . امير المؤمنين فرمود اين سخن درست است ولى آيا مىدانى آن آواز از كه بود ؟ آن آواز از برادر تو ابليس بود و سخن او نيز درست و صحيح است زيرا كه قاتل و مقتول از اهل بصره و از اصحاب عايشه هر كدام باشد داخل آتش خواهد بود » « 1 » . روايت فوق را علاوه بر محدث بزرگوار شيخ طبرسى قدس سره عارف بزرگوار مجذوب على شاه همدانى قدس سره نيز نقل فرموده است از اين ملاقات بين امير المؤمنين عليه السلام و حسن بصرى نمىتوان عادى گذشت زيرا نكاتى در اين روايت جلب نظر مىكند كه طالب حق و حقيقت را به مقصد و مقصود نزديك مىكند . بررسى در روايت را هرچند كه مختصر باشد بايد به دو قسمت تقسيم كرد پاسخ حسن بصرى به امير المؤمنين ( ع ) دوم امير المؤمنين عليه السلام چه فرموده‌اند . 1 - وقتى على عليه السلام پيشواى اسلام و مسلمين تذكر به مسلمانى فرمودند آن مسلمان فورا بايد اطاعت كند نه اينكه به مشاجره و مناظره برخيزد . حسن بصرى به مشاجره و مناظره برخواسته است . 2 - حسن بصرى به امير المؤمنين ايراد مىگيرد چرا با مردمى كه شهادت به توحيد و رسالت حضرت رسول اكرم ( ص ) مىدادند جنگيدى . 3 - حسن بصرى تخلف كردن از همراهى عايشه را كه جنگ جمل را به مقابله على امير المؤمنين ( ع ) بر پا كرد با كفر برابر مىداند . 4 - حسن بصرى در پرده به على مىگويد اگر اصحاب تو شهيد شدند و از همراهان عايشه كشته گرديدند و يا اگر

--> ( 1 ) احتجاج طبرسى ج 2 ص 112 و مرآة الحق ص 120